ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

233

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

آنجا بودند كشته شدند ، و دارائى كسانى كه از كشتن جان سالم بدر برده بودند ، و سلاح آنها را بگرفت و بيرونشان راند و بقية السيف آنها به ابى الشوك پيوستند . ينال شهر را تاراج كرد و بسيارى از اهالى آنجا را كشت و زنان را باسارت گرفت . چون ابى الشوك آن اخبار را شنيد خانواده و اموال و سلاح خود را از حلوان به قلعه سيروان برد و يك ستون سپاهى در حلوان مستقر نمود . پس از آن ينال در ماه شعبان به صيمره رفت و آنجا را تصرف و تاراج كرد . و بر كردهاى مجاور در آن ناحيت از كردان جوزقانى بتاخت و كردها منهزم شدند و گرشاسب بن علاء الدوله كه بر آنها فرود آمده بود ، او هم با منهزمين به شهر شهاب الدوله ابى الفوارس منصور بن الحسين رفتند . سپس ابراهيم ينال به حلوان عزيمت كرد ، ابو الشوك آنجا را ترك كرده و به قلعه سيروان رفته بود . ابراهيم در آخر شعبان به آنجا رسيد ، مردم حلوان شهر را تخليه كرده در بلاد پراكنده شده بودند و ينال آنجا را تاراج كرد و به آتش كشاند و خانهء ابى الشوك را بسوزاند و پس از آنكه آنجا را خراب وزير و زبر كرد برفت . گروهى از غزها در اثر جماعتى از اهالى حلوان كه با خانواده‌ها و فرزندان و اموال خود به خانقين رفته بودند ، روانه شده و به آنها رسيدند و بر آن جماعت پيروزى يافته و آنچه بهمراه داشتند به غنيمت ربودند و غزها در آن نواحى پخش شدند و به مايدشت ( ماهيدشت ) و توابع آن رسيده و بر آباديها تاخته و آن نواحى را تاراج كردند . همين كه پادشاه ابى كاليجار آگاه از اين اخبار شد ، سخت ناآرام و نگران شد . وى در خوزستان بود و تصميم به حركت گرفت تا ينال و غزهائى كه با وى هستند از كشور براند و فرمان تجهيز سپاهيان براى سفر صادر كرد و لكن سپاهيان بسبب كثرت مرگ و مير در بين چارپايانشان عاجز از حركت بودند ، و چون مسلم گرديد نميتوانند حركت كنند بفارس عزيمت كرد و سپاهيان بار و بنهء خود را با الاغ حمل كرده به راه افتادند .